تبلیغات
شهیدان پاک - ادامه سفر ما (شلمچه)

خب دوستان بعد از رود کارون ما به سمت شلمچه حرکت کردیم حدودا 45 دیقه قبل اذان به شلمچه رسیدیم راوی ما شروع به صحبت کردن کرد که این منطقه چه منطقه مهمی بوده است و میگفت که در عملیات بیت المقدس (ازاد سازی خرم شهر) چقد در این منطقه شهید داده است زیاد یادم نیس که در اینجا راوی چه چیزایی میگفت ولی یادمه مسئول کاروان ما که گریه نکرده بود اینجا گره کرد اونم زیاد خدایی من خودم شلمچه رو از همه جاهایی که رفتیم تو این 4 روز از همه بیشتر دوست داشتم و احساس غریبی در وجودم به وجود امده بود اذان را گفتند و همه برای وضو و نماز رفتند اونجا در مسجد شلمچه خیلی خیلی شلوغ بود بیتر از هر جای دیگه که رفتیم من هم یک نماز باحال خوندم که بهم چسبید و بعد برگشتیم به اتوبوس هایمان و به سمت اردوگاه شهدای مارد که یک اردوگاه مخصوص بوشهری ها بود رفتیم.اینم  تصاویری از شلمچه:



به اونجا که رسیدیم اولین اردوگاهی بود که تخت داشت و ما تا صبح با خیالی راحت و در جایی راحت خابیدیم(صبح روز چهارم را بعد میگم)




طبقه بندی: جاهایی که رفتیم،
برچسب ها: شلمچه، شهید، شهادات، شهدا، شهیدان، رفتن به شلمچه، خاطرات اردو،

تاریخ : سه شنبه 6 فروردین 1392 | 06:23 ب.ظ | نویسنده : رئوف تمیمی