تبلیغات
شهیدان پاک - روز اول سفر به سرزمین های نور

سلام  راسیتش من اولین باری بود که به اونجا میرفتم برای همین برای خیلی جالب بود.


دوستان میخوام از روز اول که راه افتادیم رو تعریف کنم:

خب روز اول که میخواستیم راه بیفتیم از بوشهر اتوبوس خیلی دیر را افتاد ساعت 8 صبح ولی از اونجایی که راننده ما خیلی تند رانندگی میکرد ما تا ظهر رسیدیم به شهر امیدیه استان خوزستان بنظر شهر تمیزی میومد همونطور که خودتونم در عکس بالا میبینید تمیز بود...(ادامه در ادامه مطلب)




اتوبوس ما 47 نفر داخلش بود و اتبوس دختران هم در یک اتوبوس دیگر بودند.همراه ما حاج اقا بابایی بودند خه خدایی من تا حالا طلبه به این باحالی ندیده بودم با همه شیخ ها فرق داشت انگار از جنس خودمون بود خیلی بامرام و خاکی و البته سیاسی.

راسیتش من تا اخر اردو هم نفهمیدم که مسئول کاروان ما دقیقا کی هست ولی من تا اخر حرفهایم از یک نفر به اسم اقا اصغر که از گفتن فامیلش معذورم.
راسیتش اول فک میکردم این شخر از اون بد اخلاقای روزگاره که به درو دیوار گیر میده ولی در اخر اردو چیزایی ازش دیدم که بنظرم ادم بامرامی بود(در ادامه میگم)

خب ما نماز رو در مسجد امیدیه خوندیم و نهار هم در همنجا خوردیم که کباب کوبیده بود.و دوره بره ساعت2 یا 2:30 راه افتادیم به سمت سرزمینهای نور.
در ادامه شب رو میگم که چه گزشت.


اینم یه عکس دیکه از شهر امیدیه



طبقه بندی: جاهایی که رفتیم،

تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 05:15 ب.ظ | نویسنده : رئوف تمیمی
نظرات